چرا و چگونه باید با همدلی محتوا بنویسیم؟

نوشتن محتوا با همدلی

ایجاد محتوا الان میتونه خیلی دشوار باشه. شاید شما هم مثل من ساعت ها با خودتان کلنجار رفته باشید که چطور می توان احساسات واقعی را درک کرد و آن را به محتوا انتقال داد. وقتی که کاربری محتوای شما را میخواهند، در صورتی که احساس کند شما او را درک می کنید و خودتان را در شرایطش قرار داده اید، ممکن است وب سایت یا وبلاگ شما را در لیست دلخواهش قرار دهد و با این حال سایت/وبلاگ شما را دنبال می کند. همدلی کردن چه در دنیای واقعی و چه در نوشته ها، کاربرد خود را دارد. حالا بریم ببینیم همدلی چیست.

همدلی چیست؟

ما معمولا همدلی را اشتباه میگیریم. همدلی به معنای درک احساسات و افکار شخصی از دیدگاه آنهاست. اگر قرار باشه بخوایم همدلی کنیم باید خودمان را در کفش های اونا قرار بدیم. در این مطلب، میخواهیم بر شناخت همدلی متمرکز بشیم که به ما در انتقال اطلاعات به روشی که برای شخص طنین انداز باشد، کمک می کند.

همدلی در محتوا

اتفاقات زیادی رخ می دهد و همه ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم

در حال حاضر ایجاد محتوا برای بازاریابی کاری دشوار است، چون اتفاقات زیادی در این زمینه هم در ذهن شما و هم در ذهن خوانندگان شما رخ می دهد. به جای اینکه از چالش عاطفی کنونی فرار کنید، آن را در آغوش بگیرید تا شیوه کار خود را تغییر دهید و از نوشتن و تولید محتوا لذت بیشتری کسب کنید. افراد به دنبال اطلاعات هستند و بسته به صنعت شما، ممکن است چندین فرصت وجود داشته باشد تا بتوانید بهترین استفاده را از این فرصت ها بکنید. حتی اگر قطعات چرخ گوشت خانگی را بفروشید باز هم جایی برای همدلی در محتوای شما وجود دارد.

اتفاقات زیادی رخ می دهد و همه ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم

خوانندگان شما همه با موضوعات مختلف دست و پنجه نرم می کنند. توانایی انتقال همدلی در نوشتار شما باعث می شود کار شما بسیار جذاب تر، تاثیر پذیر تر، اشتراک پذیر و ساده تر شود. چه بخواهیم چه نخواهیم همدلی کردن این تاثیر را دارد.

آیا باید وانمود کنم که همدلی میکنم؟

نه، شما در واقع اینکارو نمیکنید. تظاهر کردن میتواند به ضررتان تمام شود. شما لازم نیست دقیقا تجربه کاربر رو تجربه کنید یا خودتان را عینا در همان شرایط قرار دهید، اما میتوانید سعی کنید از طریق دیدگاه ها آنها را درک کنید. ببینید میتوانید تفاوت بین این پیام ها را بگویید:

“سرت رو بالا بگیر! این کار سخت است اما مطمئنم موفق میشی”
“میدونم الان همه چی تاریک به نظر میرسه، اما شما از این تاریکی عبور خواهید کرد”
در حالی که هیچ مشکلی در جمله اول در مثال بالا وجود ندارد، جمله دوم بهتر احساس را بیان می کند.🎈

همدلی می تواند چالش ها، نا امیدی ها، ترس ها، اضطرابها یا نگرانی هایی که خوانندگانتان دچار می شوند را آسان تر کند.

نحوه ترکیب محتوا و همدلی

همدلی یک مهارت است. کسانی که به آن تسلط دارند، میتوانند محتواهایی را ایجاد کنند که هم به مسئله مورد نظر می پردازد و هم با دستیابی به چشم انداز ها و درگیری های احساسی، به یک سطح عمیق تر هم می رسند.

خواندن شخص را تصور کنید

آیا میخواهید خوانندگان شما با خواندن محتوا، اقدامی انجام بدن؟ پس سعی کنید آنها را درک کنید.

برای مثال سلامتی خود را در نظر بگیرید. تقریبا هر گونه توصیه ای که پزشک ارائه کرده است مهم است، درسته؟ با این حال، اغلب اوقات برای اجرای آن تلاش میکنیم. چرا؟؟ یکی از دلایل آن می تواند همدلی باشد. مطالعات نشان می دهد که نتایج درمانی بهتر زمانی حاصل می شود که یک پزشک نسبت به بیمار خود همدلی نشان دهد. آیا میخواهید با پست خود اقدام به تحریک عملی کنید؟ شاید بخواهید خوانندگان پس از خواندن محتوای شما، کار های دیگری را انجام دهند. برای ساختن یک محتوای عالی، تصویر کنید که رو در رو دارید با خواننده حرف می زنید. در این صورت محتوای شما بیشتر به دل میشینه، چون خواننده ای که احساس درک کند، بیشتر از آنچه میخواند استفاده می کند.

برای محتوای خود هدفی تعیین کنید

ایجاد محتوا می تواند یک شعار باشد. انتخاب هدف یکی از روش های عالی برای ایجاد محتوا است. شما می توانید در مورد جایی که مخاطب را در نظر میگیرید فکر کنید، سپس دوباره و دوباره مرور کنید تا پروژه تکمیل شود.

مثلا شخصی را در نظر بگیرید که وبلاگی دارد و مرتب پست میگذارد:
او برای کمک به صاحبان مشاغل و بازاریابان که نیاز به ارسال ایمیل یا نوشتن پست دارند، مطلب می نویسد. آن شخص در مورد چگونگی همدلی کار می کند و نکات عملی در مورد چگونگی نوشتن با روشی راحت تر، انسانی تر و نزدیک تر را به کار میگیرد. هنگامی که پست جدیدی مینوسد چندین بار آن را میخواند تا ببیند آیا آنچه را که میخواهد بیان می کند؟ پس از اینکه مطمئن شد، میداند که پست آماده انتشار است.

داستان های شخصی یا حکایات را به اشتراک بگذارید

داستان های شخصی به کار شما معنی میدهند. برای نوشتن یک داستان نیازی به سفر به سالن روس نیست. مطالبی در زندگی روزمره شما وجود دارد که می توانید روی کاغذ بگذارید. به خاطرات کودکی، رویداد های گذشته و روابط بیاندیشید. چطور میتوانید این موارد را به روشی که با خواننده در ارتباط باشد، به هم ببافید؟ چگونه می توانید با استفاده از زندگی شخصی خود که خوانندگان شما را به سمت خود جلب می کند، یک نکته به اشتراک بگذارید؟

سوال نهایی این است: مخاطب شما کیست؟ وقتی جواب این سوال را بدانید، می دانید چه چیزی را به اشتراک بگذارید.

اتفاقات زیادی رخ می دهد و همه ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم

اگر باید در مورد نکات مربوط به بودجه بنویسید، خودتان را جای خواننده قرار بدید. به زمانی فکر کنید که باید ببینید  پول ها کجا رفتند؟ چطور آنها را خرج کردید؟ از چه منابعی استفاده کردید؟ در کل هر چیزی که خواننده شما ممکن است امروز درگیر آن باشد را مرتبط کنید. تجربیات شما چطور میتواند به شما کمک کند تا با یک مادر در یک خانواده تک درآمد که الان باید برای بیکاری تقاضا کند، همدردی کنید؟ یا صاحب مشاغلی که باید بودجه را تغییر بدهد و خدمات جانبی را قطع کند؟ شما لازم نیست که دقیقا در جای آنها باشید، فقط سعی کنید، سعی کنید که آنها را درک کنید.

دیدگاهتان را عوض کنید و مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهید

آیا تا به حال به انتهای یک پست نگاه کرده اید؟ تا به حال برایتان پیش آمده که از خواندن یک نوشته و وقتی که برای آن گذاشته اید ناراضی باشید؟ در این حالت، آن نویسنده احتمالا بر شما تاثیر عالی نگذاشته است، برای همین ناراضی بوده اید.

شما باید پاداش خواننده را با دادن چیزی عملی برای آنها بدهید. به آنها کمک کنید که به هدفی که دارند برسند یا چیزی که ارزش گفتن دارد را شامل کنید. به آنچه میخواهید فورا بفروشید نگاه کنید و نحوه ارتباط آن با تصویری بزرگتر را درک کنید. حتی یک هارد اکسترنال یا یک قوطی فلفل قرمز، وقتی از این منظر به آن نگاه کنید، معنای جدیدی به خود میگیرد. شاید آن هارد دیسک فقط گیگابایت نباشد، بلکه راهی برای دیجیتالی کردن یک آلبوم خانوادگی باشد، یا برای شکوفا شدن یک یوتویوبر، ممکن است راهی برای ذخیره کردن تمام خروجی هایش باشد. به آنها نشان دهید که چطور می توانند بهترین را انتخاب کنند. چطور آنها می توانند از توصیه های شما برای بهتر کردن زندگی شان استفاده کنند؟

از استادان یاد بگیرید

شاید شما بگویید که نمیدانید همدلی را با محتوا ترکیب کنید، خب یک راه حل خیلی ساده در این بین وجود دارد. اگر کسانی را می بینید که راحت می توانند این دو را با هم ترکیب کنند، باید ببینید که آنها این توانایی را از تو جیبشان بیرون نیاوردند، آنها مطالعه دارند! شما می توانید با خواندن کتاب هایی که به آنها علاقه دارید این توانایی را در خود شکوفا کنید و آن وقت است که ترکیب همدلی و محتوا برایتان مثل آب خوردن می شود. خوب به نوشته هایی که میخوانید دقت کنید، فکر کنید که یک نوشته چطور توانسته احساسات شما را بر انگیزد؟ نویسنده از چه مهارت هایی برای تحریک احساساتتان استفاده کرده است؟ پس از اینکه توانستید نکات احساسی را در یک نوشته پیدا کنید، میتوانید در نوشته هایتان همدلی را با محتوا ترکیب کنید.

ایجاد محتوا با همدلی به شما و خوانندگانتان کمک می کند

واقعا محتوای خوب حال آدم رو خوب میکنه و باعث میشه چیزی رو احساس کنیم. مدت ها بعد اگر کلمات از ذهنمان بپرد اما باز احساس در درونمان ماندگار است. این نوع احساسات را می توانید در ذهن خوانندگان خود بگذازید، بدون اینکه بدانند چطور اینکار را کرده اید. روابط ما با مردم، تجربیات مشترک و ارتباطات ما همان چیزی است که ما را به حرکت در می آورد. بگذارید این احساس به وجود آید تا با مخاطبانتان ارتباط خوبی برقرار کنید.

منبع: moz.com

تگها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *